در طول دهههای گذشته، نقش زنان در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به طرز چشمگیری گسترش یافته است. یکی از مهمترین حوزههایی که زنان حضور پررنگتری در آن یافتهاند، عرصه کسبوکار است. در گذشته، محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و حقوقی مانع از مشارکت فعال زنان در فعالیتهای اقتصادی میشد، اما امروزه با رشد آگاهی اجتماعی، تغییر نگرشها، افزایش سطح تحصیلات و گسترش فناوری اطلاعات، زنان توانستهاند جایگاه خود را در دنیای تجارت و کارآفرینی تثبیت کنند. حضور زنان در کسبوکار نه تنها به توسعه اقتصادی کشورها کمک میکند، بلکه موجب توازن جنسیتی، عدالت اجتماعی و بهرهبرداری از ظرفیتهای انسانی جامعه میشود.
حضور تاریخی زنان در فعالیتهای اقتصادی
برخلاف تصور رایج، زنان از گذشتههای دور در فعالیتهای اقتصادی حضور پررنگی داشتهاند. در جوامع کشاورزی، زنان نقشی کلیدی در فرآیند تولید غذا، نگهداری دام و صنایع دستی ایفا میکردند. با شکلگیری جوامع شهری و رشد تجارت، زنان در بازارها، تولید پوشاک، غذا و خدمات خانگی فعال بودند، هرچند در بسیاری از جوامع این فعالیتها عمدتاً غیررسمی و بدون دستمزد محسوب میشد.
با آغاز انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ و ۱۹، زنان در کارخانهها و کارگاهها مشغول به کار شدند. اگرچه شرایط کاری آنان سخت و نابرابر بود، اما این دوران سرآغاز ورود زنان به بازار کار رسمی محسوب میشود. در قرن بیستم، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، حضور زنان در عرصههای مختلف اقتصادی گسترش بیشتری یافت. با افزایش تحصیلات و دستیابی به حقوق اجتماعی و مدنی، زنان توانستند به سطوح مدیریتی، کارآفرینی و مشاغل تخصصی وارد شوند.
عوامل مؤثر بر مشارکت زنان در کسب و کار
عبارتند از:
۱. تحصیلات و توانمندسازی
یکی از مهمترین عوامل در رشد نقش زنان در کسبوکار، افزایش سطح تحصیلات آنهاست. دسترسی به آموزش عالی و مهارتهای فنی و مدیریتی، زنان را قادر ساخته تا در رقابتهای اقتصادی حضور مؤثر داشته باشند. همچنین برنامههای توانمندسازی از سوی دولتها، سازمانهای مردمنهاد و نهادهای بینالمللی باعث رشد اعتمادبهنفس و تقویت مهارتهای کارآفرینی در میان زنان شده است.
۲. توسعه فناوری و اینترنت
رشد فناوری اطلاعات و شبکههای اجتماعی فرصتهای جدیدی را برای زنان در کسبوکار ایجاد کرده است. بسیاری از زنان از طریق کسبوکارهای آنلاین، فروشگاههای اینترنتی و خدمات دیجیتال وارد بازار کار شدهاند. این نوع کسبوکارها به دلیل نیاز کمتر به سرمایه اولیه و امکان کار از منزل، با شرایط زندگی بسیاری از زنان سازگارتر است.
۳. حمایتهای دولتی و سیاستگذاریها
در بسیاری از کشورها، سیاستهایی برای افزایش مشارکت زنان در اقتصاد طراحی شدهاند، از جمله ارائه وامهای کمبهره برای زنان کارآفرین، آموزشهای رایگان، معافیتهای مالیاتی و ایجاد بازارچههای ویژه زنان. این حمایتها نقش مهمی در توانمندسازی اقتصادی زنان ایفا میکنند.
چالشهای پیشروی زنان در عرصه کسب و کار

شامل موارد زیر است:
۱. نابرابری جنسیتی و تبعیض
یکی از بزرگترین چالشهای زنان در کسبوکار، مواجهه با تبعیضهای جنسیتی است. در بسیاری از جوامع، نگرشهای سنتی هنوز مانع از سپردن مسئولیتهای مدیریتی یا سرمایهگذاری کلان به زنان میشود. همچنین در برخی کشورها، دسترسی زنان به منابع مالی، مالکیت زمین و فرصتهای شغلی محدودتر از مردان است.
۲. مسئولیتهای خانوادگی
زنان معمولاً بار بیشتری از مسئولیتهای خانوادگی مانند تربیت فرزند، مراقبت از سالمندان و امور خانه را بر دوش دارند. این مسئله میتواند باعث کاهش تمرکز و محدودیت زمانی در فعالیتهای اقتصادی آنان شود. نبود حمایتهای مناسب اجتماعی مانند مرخصی زایمان، مهدکودکهای در دسترس یا ساعات کاری انعطافپذیر نیز این چالش را تشدید میکند.
۳. کمبود شبکههای حمایتی و ارتباطی
یکی دیگر از مشکلات زنان در کسبوکار، نبود دسترسی به شبکههای تجاری، صنفی یا حمایتی است. مردان معمولاً ارتباطات تجاری گستردهتری دارند که در جذب سرمایه، بازاریابی یا شریکیابی به آنان کمک میکند. زنان بهویژه در جوامع سنتی، به دلیل محدودیتهای اجتماعی، از این مزیتها کمتر بهرهمند میشوند.
فرصتها و توانمندیهای زنان در کسب و کار
با وجود چالشهای ذکرشده، زنان از ظرفیتها و ویژگیهای منحصربهفردی برخوردارند که آنان را به کارآفرینان و مدیرانی موفق تبدیل میکند. برخی از این ویژگیها عبارتند از:
توانمندی در ارتباطات انسانی: زنان معمولاً مهارتهای ارتباطی و همدلی بالایی دارند که برای مدیریت کارکنان و جذب مشتریان بسیار مفید است.
انعطافپذیری بالا: توانایی مدیریت چند وظیفه بهطور همزمان یکی از ویژگیهای برجسته بسیاری از زنان است که در محیطهای پیچیده کاری مؤثر واقع میشود.
دقت و توجه به جزئیات: در حوزههایی مانند خدمات، طراحی، آموزش، بهداشت و فروش، این ویژگی میتواند عامل تمایز رقابتی مهمی باشد.
نمونههایی از زنان موفق در کسب و کار
در سطح بینالمللی، زنان بسیاری توانستهاند به عنوان مدیران، مؤسسان شرکتهای بزرگ یا نوآفرینان (استارتاپها) به موفقیتهای چشمگیر دست یابند. برای مثال:
اوپرا وینفری: با راهاندازی شبکه رسانهای خود، به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تجاری و فرهنگی جهان تبدیل شد.
شریل سندبرگ: مدیر ارشد سابق عملیات فیسبوک، به عنوان یکی از زنان قدرتمند دنیای فناوری شناخته میشود.
در ایران نیز نمونههای موفقی از زنان کارآفرین و بانوان فعال در صنایع مختلف وجود دارد، از جمله بانوانی که در صنایع غذایی، پوشاک، فناوری اطلاعات، گردشگری و آموزش توانستهاند برندهای معتبر راهاندازی کنند و به کارآفرینی پایدار دست یابند.
نتیجهگیری
نقش زنان در کسبوکار نهتنها به رشد اقتصادی و اشتغالزایی کمک میکند، بلکه تأثیرات گستردهای بر بهبود وضعیت اجتماعی، فرهنگی و حتی محیط زیستی دارد. با افزایش مشارکت زنان، بهرهبرداری از نیمی از منابع انسانی جامعه امکانپذیر میشود و ساختاری متعادلتر و پایدارتر در اقتصاد شکل میگیرد.
برای تقویت نقش زنان در این حوزه، لازم است سیاستگذاران، نهادهای مدنی، بخش خصوصی و خود زنان بهطور همزمان و هماهنگ عمل کنند. حذف تبعیضهای جنسیتی، ارتقاء آموزش و مهارتآموزی، ایجاد فرصتهای مالی برابر و گسترش حمایتهای اجتماعی میتواند زمینهساز شکوفایی بیشتر زنان در دنیای کسبوکار باشد.

نظرات کاربران